Arrow right قبل
چگونه ...
مقاله ۱۵ / ۱۵

چگونه جهان را تغییر دهیم؟

مقدمه

شما یک فعال متعهد هستید! تبریک می گویم. بودا هم به نوعی یک فعال بود. داستان زندگی او نشان می‌دهد که او هم از اوضاع دنیای زمان خودش خسته شده بود. او بیشتر دوران جوانیش را در امنیت قصر پدرش عزلت گزیده بود و زمانیکه برای اولین بار بیرون آمد از رنج عظیم آنسوی دیوارهای قصر آگاه شد، بیشتر مانند آنچه امروز پس از دیدن اخبار احساس می‌کنیم.

اگرچه مواجهه با رنج دیدگاه جهانی بودا را تغییر داد، اما موجب نشد که او از ترس رو برگرداند یا بی‌تفاوت بماند. در واقع پاسخ بودا تبدیل شد به آنچه یک فعال انجام می‌دهد، یعنی از میان بردن رنج همه موجودات زنده، نه کمتر از آن. بنابراین بودا و آموزه‌های او مستقیماً با همان حس ضرورتی سخن می‌گوید که بسیاری از جوانان امروز احساس می کنند، زندگی در جهانی با عدم ثبات سیاسی و آنچه به نظر می‌رسد فرسایش فزاینده ارزش‌های انسانی که ما بسیار گرامی می‌داریم.

چگونه جهان را تغییر دهیم؟

 پس، بر اساس بودیسم چگونه جهان را تغییر دهیم؟

با بررسی فلسفه بودایی، درمی‌یابیم که جنبه‌های مختلف پاسخ شروع به پدیدار شدن می‌کنند. در نهایت، خسته بودن از وضعیت جهان به خودی خود بد نیست. بر خلاف آن، در بودیسم ما این حالت خسته شدن [از شرایط] را انکار می نامیم – وقتی این را تشخیص دهیم که راه‌های معمولی که سعی می‌کردیم ناراحتی‌مان را کم کنیم دیگر کاربرد ندارد. بنابراین، فعالانه شروع به پیدا کردن دیدگاهی جدید می‌کنیم. 

راه حلی که بودا پیدا کرد کاملاً بنیادی بود. او این سؤال را مطرح کرد و یک جمله انقلابی بیان کرد: اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید، از تغییر خودتان شروع کنید. اولین قدم این است که ایده محدودی که از «من» داریم را به چیزی بسیار باشکوه‌تر تغییر دهیم.

ما به عنوان این نسخه بزرگتر از خودمان، می‌خواهیم دنیا را نه برای این «من» کوچک، بلکه برای همه تغییر دهیم. این یک حرکت عظیم است، درست؟ اما با این کار، هدف نهایی چیزی کمتر از پایان رنج همه نخواهد بود: رنج گرسنگی، جنگ، بیماری، همه ناراحتی‌ها و دردهای روانی. در کل، این دیدگاه وسیعتر، از مسئله تغییر جهان به صورت خودمحورانه و فقط برای خیر خودمان اجتناب می‌کند. در متون مقدس بودایی، بودیساتوا، کسی است که برای رهایی جهان از رنج و هدایت همه موجودات به سوی روشنگری تلاش می‌کند، او فردی است با ذهنی سرشار از شفقت بی‌حد و حصر. از آنجایی که همه ما در تمایل به شاد بودن برابریم و هیچکس نمی‌خواهد غمگین باشد، ضروری است که تلاش کنیم جهان را نه فقط به نفع خودمان، بلکه به نفع همه تغییر دهیم.

پوچی و وابستگی متقابل

خوب، یک بودیساتوا دقیقاً چگونه جهان را تغییر می‌دهد؟

در آموزه‌های بوداییِ پیشرفته در مسیر روشنگری، مطالب زیادی در مورد چگونگی تلاش یک بودیساتوا برای بهبود جهان وجود دارد. اما، برای اینکه شما را با این موضوع آشنا کنیم، سؤال «چگونه می‌توانم جهان را تغییر دهم» را اینگونه تغییر می‌دهیم که این «من» کیست یا چیست؟ و «جهان» دقیقاً چیست؟ بودیسم این دیدگاه را ارائه می‌دهد که «جهان» و «من» آنطور که فکر می‌کنیم ثابت نیستند. بودا ما را تشویق کرد که فرضیات خود را زیر سؤال ببریم. او دریافت که وقتی آنچه را که «من» می‌نامیم تجزیه و تحلیل کنیم، نمی‌توانیم هیچ بخش واحد و ثابتی را در بدن یا ذهن خود پیدا کنیم که واقعاً خود باشد. و همانطور که «من» ثابت و مستقل نیست، چگونه ممکن است یک «جهان» تغییرناپذیر و یکپارچه وجود داشته باشد که «ما» سعی در اصلاح آن داریم؟ هرچه بیشتر این چیزها را تجزیه و تحلیل کنیم، بیشتر با آموزه‌های اصلی بودایی در مورد پوچی (تهی بودن)، اینکه چیزها فاقد وجود خودساخته و منشأ وابسته هستند، عادت می‌کنیم، اینکه پدید آمدن همه چیز به تعداد زیادی از علل و شرایط وابسته است، نه فقط به چند کاری که ممکن است انجام دهیم. با درک این موضوع، ما فقط هر کاری را که در توانمان است انجام می‌دهیم تا به نوعی به معادله کمک کند، اما بدون اینکه خودمان، جهان و آنچه انجام می‌دهیم را بزرگ جلوه دهیم.

آیا بودا شکست خورد؟

اما اینجا نکته بسیار چالش ‌برانگیزی وجود دارد. بودا، بر اساس شفقت و خرد عظیم خود، به روشنگری بی‌نظیری دست یافت تا به همه موجودات خیر برساند. و با این حال، به اطراف نگاه کنید. جنگ‌ها ادامه دارند، بی‌عدالتی‌ها ادامه دارند و ما در همه جا رنج را مشاهده می‌کنیم. پس چه اتفاقی برای فعال بزرگ بودایی افتاد؟ اگر هدف بودا رهایی همه از رنج بود، چگونه می‌توانیم بگوییم که او موفق شد؟

این یک سؤال بسیار مهم است و عمق پاسخ به عمق درک فرد از آموزه‌های بودا بستگی دارد. بودا نتوانست - و در واقع نمی‌توانست - جهان را یک شبه، مانند تکان دادن یک عصای جادویی، متحول کند. اما، مانند سایر فعالان بزرگ - به گاندی یا مارتین لوتر کینگ فکر کنید - تأثیر او نه از نتایج فوری، بلکه با ارائه روشی کاملاً جدید برای مقابله با چالش‌های جهان حاصل شد. در شبکه وسیع وابستگی متقابل، می‌توانیم بگوییم که جهان قبلاً توسط بینش‌های بودا تغییر کرده است. البته، هنوز هم لازم است که هر یک از ما آموزه‌های بودایی را بپذیریم و به کار گیریم. اما همه اینها برای ما وجود دارد - بودا جعبه ابزاری قدرتمند برای تغییر در دنیای رنج‌دیده ما اضافه کرد، جعبه‌ای که همه می‌توانند در هر زمانی از آن استفاده کنند.

اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، بودا همچنین می‌گوید آنچه ما «جهان» می‌نامیم، یک واحد نیست. پیش از این جهان‌های زیادی وجود داشته‌اند و جهان‌های زیادی نیز در راه خواهند بود. برخی از آموزه‌ها معتقدند که حتی چند جهانی‌ها، جهان‌های موازی، در حال حاضر وجود دارند. وضعیت جهان ما - یا در واقع هر یک از جهان‌های ممکن - ثابت نیست و آینده آن نیز ثابت نیست. اما یک چیز قطعی است؛ از آنجایی که این جهان همواره در حال تغییر است، هر تأثیر مثبتی که در آن ایجاد کنیم ارزشمند است. و فقط اعمال فیزیکی ما مهم نیستند، زیرا تغییر فقط از طریق رویدادهای خارجی حاصل نمی‌شود. فعالیت ذهنی - افکار، آرزوها و نیات ما - تا آنجا که به آموزه‌های بودایی مربوط می‌شود، به اندازه اعمال ما قدرتمندند.

روشنگری همه چیز را تغییر می‌دهد

در نهایت، وقتی کسی به روشنگری کامل می‌رسد، معادله کاملاً تغییر می‌کند. فعالیت یک بودای کاملاً روشن‌بین، به قراردادهای فضا، زمان یا حتی دید محدود نمی‌شود. ممکن است، کمکی که آنها ارائه می‌دهند، همیشه با چشم رؤیت نشود، اما صرف نظر از آن ادامه ‌یابد.

بنابراین، شاید پاسخ به سؤال اصلی ما در نهایت چندان پیچیده نباشد. تغییر واقعی زمانی آغاز می‌شود که دیدگاه خود را نسبت به مسائل موجود گسترش دهیم و ببینیم که «من» و «جهان»، با امکانات بسیار، به هم مرتبط و دائماً در حال تغییرند. بودا نشان داد که تغییر واقعاً از درون شروع می‌شود، اما به آنجا ختم نمی‌شود. اگر ما نیز ویژگی‌های شگفت‌انگیز شفقت و خرد را در خود پرورش دهیم، واقعاً می‌توانیم تغییری پایدار ایجاد کنیم. اگر مسیر دلهره‌آور به نظر می‌رسد، پس دقیقاً در همان موقعیتی هستید که بودا زمانی بود، که جایگاه مناسبی برای شروع است.

Top